پسر آبی

من پسری آبی هستم که در آسمانی سرد پرواز می کنم...

پسر آبی

من پسری آبی هستم که در آسمانی سرد پرواز می کنم...

پسر آبی

دلم گرفته.... دلم گرفته.... این همه چراغ توی این شهر.... هیچ کدوم چشم هامو روشن نمیکنه.... این همه چشم توی این شهر.... هیچ کدوم دلمو گرم نمی کنه.... این جا همه می دَوند که زنده بمونند.... هیچ کس نمی دَوه که زندگی کنه...... این شهر همش شده زمین... دیگه آسمونی نداره توی این شهر... من دلم آسمون میخواد...

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «پسر آبی» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

یه آهنگ بی کلام پیانویی
به نام همون خدایی که همیشه ما رو هواداره!!! یعنی چی؟ یعنی این که هوای ما رو داره :) یعنی این که به یادمونه البته نکه ما هم خیلی هوادارشیم و به یادشیم!! وقتی هم یادش می کنیم یا حال نداریم یا بی حالیم! در هر صورت مهم نیست چون اون این قدر مهربونه که فقط ما یادش کنیم کافیه!! البته این جملم توجیهی نباشه برا این که با بی حالی یادش کنیما!! هوه ... خوب بگذریم ...
اسمم چیزه ... یعنی این که اسمم پسر آبیه... کلاً رنگ آبی رو دوست دارم... اوه! بزا آهنگه عوض شد الان فازم تغییر میکنه... صبر کنین یه لحظه!...
.
.

آها بزا بخونه مشکلی نیست.. فقط یه کم فاز دلتنگی به آدم میده!! :))) حال بزارین مثبت ازش استفاده کنیم گرچه سخته.... خدای من که همیشه دلم برات تنگ می شه و موقع تنهاییام به یادتم و فقط تو آرومم می کنی... دوسته دارم مثل همون شاپرکه از شدت عضف دور همون شمعه می چرخید... دوست دارم مثل ماهی سر سفره های عیدمون که تنگ آب رو دوست داشت... ولی خب عمر کوتاهی هم داشت معمولا!!
دیگه چی بگم... هممم خوب من پیانو خیلی دوس دارم... نقاشی خیلی دوس دارم... دیگه عرض شود خدمت شما که نوشتن رو هم دوست دارم البته نه درسیا!! هممم... همون درسی رو هم دوست دارما نکه نداشته باشم اما...
بگذریم...
آهنگش تموم :)
اینجا رو راه انداختم تا از این به بعد هر از گاهی بیام و بنوسیم ... همون چیزایی رو که تو دفتر آبیم مینوشتم از این به بعد تو وبلاگ آبیم خواهم نوشت :)
فعلا دیگه بیشتر نمی نویسم ... امیدوارم همیشه فازتون برقرار باشه!! :) یعنی این که فازتون مثبت باشه... گرچه الکترون ها از منفی به مثبت حرکت می کننا اما خوب...  بیخیال! بگذریم :))...

  • پسر آبی